وقتی عزم کاری می کنم و یا هنگامی که کاری به من سپرده می شود؛ حسابی برای انجام آن نقشه می کشم و درخور آن کار، برایش، مایه می گذارم
خوب یادم هست؛ در دوران تحصیل دبیرستان هم که دانش آموز رشته ی ریاضی بودم؛ تا می شد؛ چیزی را حفظ نمی کردم و مطالب درسی را از پایه و مبنایی، فرا می گرفتم و شاید باورتان نشود؛ حتی اتحادهای جبری (1) را حفظ نمی کردم و آن ها را برای استفاده، از طریق بسط معادله به دست می آوردم
و
همین اخلاق با پیشینه ی طولانی است که مسبب بروز نوعی وسواس در کارهای من شده و بر دقت من در کارها و امور محول، افزوده است؛ به نحوی که در مواجهه ی آغازین با کارها، هر کاری را یک کار تازه می پندارم که باید برای انجامش، نقشه ی راه تازه بریزم
در همین ارتباط، "مجید انتظامی"/ موسیقی دان تعبیر جالبی دارد مبنی بر این که (2):
ـ من از کار می 1
به نظر من، ترس "مجید انتظامی" از کار با وسواس دقت من در کار، مفاهیمی نزدیک به هم است
نظر شما چیست؟
(1) «اتحاد جبری»/Identity یک گزاره ی ریاضی همواره صادق است که معمولا برای ساده سازی فعالیت های جبری در ریاضی به کار می رود. به تعبیر دیگر، به هر معادله ای که به ازای هر عدد حقیقی، برقرار است؛ اتحاد جبری، می گویند
(2) من این تعبیر را از "مجید انتظامی" در برنامه ی «» شبکه ی تلویزیونی «مستند» شنیدم که در روز سه شنبه (بیست و یکم شهریور نودوشش) پخش شد. «به اضافه ی مستند»، برنامه ای است که به نمایش یک فیلم مستند با نقد کارشناسی و بحث موضوعی اختصاص دارد و "مجید انتظامی" در بخش بحث موضوعی نمایش مستند «ابوایست» (به کارگردانی امیر صادق محمدی)، طرف مصاحبه بود.
برچسب:
نویسنده: نیکان نیکنام