خرید بک لینک

در نوبت های پیش، از قدرت قلم "سروش"/ پسرم گفتم و انشای «از زبان سنگ» او در سال نود و سه و انشای «تأثیر همنشینی» او در سال نودوپنج و یک «گزارش کتاب» و انشای «حفاظت از طبیعت» او در سال نودوشش را شاهد آوردم.

قدرت قلم "سروش" هم چنان در حال افزایش است و اکنون، آخرین انشای او، به عنوان نمونه ـ بدون هیچ کم و کاستی ـ تقدیم می شود:

موضوع: چهره ی شهر 1 صبح

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقدمه

در خواب ناز بودم که مادرم بالای سرم آمد و گفت:

ـ چه می کنی؟

ـ مدرسه ات دیر شد

سریع دست و صورتم را شستم و مقداری صبحانه خوردم و راهی مدرسه شدم

بند1

در ابتدای راه، سبزی فروشی را دیدم که سبزی های تازه اش را آب پاشیده بود تا طراوت خود را حفظ کند و منتظر مشتری های همیشگیش بود تا بتواند درآمدی کسب کند

بند2

در خیابان، مردم و کارمندان در جوش و خروش رسیدن به محل کارشان بودند و رانندگان تاکسی نیز در این میان، بازار داغی داشتند و هر لحظه به قیمت حمل و نقل خود می افزودند

بند3

در نزدیکی مدرسه به افرادی برخوردم که با هم تصادف کرده بودند و به قول معروف، خونشان به جوش آمده بود و مشغول درگیری و نزاع بودند و مردم نیز سعی بر جداکردن آن ها از هم داشتند

نتیجه

مردم یک شهر با هم تفاوت های زیادی دارند

نگران و آسوده، عصبانی و آرام، غنی و فقیر، مرد و زن، کودک و کهنسال و ...

همه در یک شهر جمعند و عقل آدمی، ملزم می دارد که با خوشی و خرمی و بدون عصبانیت و کینه، همه، با هم زندگی کنند و این یکی از نشانه های صفت اشرف مخلوقات است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"سروش" انشای «چهره ی شهر هنگام صبح» را در تاریخ سوم دی سال نود و شش و در جلسه ی امتحان پایان نیم سال یکم پایه ی هشتم دبیرستان «ماندگار البرز» نوشت.

در همین موضوع به یادداشت های «آثار قلمی سروش ـ1: انشای از زبان یک سنگ» و «آثار قلمی سروش ـ2: انشای تأثیر همنشینی»، و «آثار قلمی سروش ـ3: انشای حفاظت از طبیعت» و «آثار قلمی سروش ـ4: آکواریوم های پیونگ یانگ» نگاه کنید.

برچسب: نویسنده: نیکان نیکنام تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 14:10

صفحه بندی