خرید بک لینک

"محمدرضا شجریان،" هنرمند بزرگ و بلندآواز ه ایران چشم زیبابین از جهان فرو بست و به دیدار معبود شتافت

و

بی گمان نام او به عنوان هنرمندی صاحب مکتب و دارای ابداعات فراوان در یاد و خاطره فرهنگ و ادب و هنر فاخر این مرز و بوم درخشان و پر طنین باقی خواهد ماند (1)

 

در رستاخیر شور و احساسات مردم قدرشناس ایران که این روزها در فضای مجازی برخاسته؛ سروده ای تحت عنوان «در آن زلال بیکران» از "محمدرضا شفیعی کدکنی" را به غایت پرمغز و عمیق یافتم:

بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد

وطن، زِ نو، جوان شود دمی دگر برآورد

به روی نقشه وطن، صدات چون کند سفر

کویر سبز گردد و سر از خزر برآورد

برون زِ ترس و لرزها گذر کند ز مرزها

بهار بیکرانه ای به زیب و فر برآورد

چو موجِ آن ترانه ها برآید از کرانه ها

جوانه های ارغوان زِ بیشه سر برآورد

بهار جاودانه ای که شیوه و شمیم آن

ز صبرِ سبزِ باغِ ما گُلِ ظفر برآورد

سیاهی از وطن رود، سپیده ای جوان دمد

چو آذرخشِ نغمه ات زِ شب شرر برآورد

شب ارچه های و هو کند، زِ خویش شست و شو کند

در این زلال بیکران دمی اگر برآورد

صدای توست جاده ای که میرود که میرود

به باغ اشتیاق جان وزان سحر برآورد

بخوان که از صدای تو در آسمانِ باغ ما

هزار قمریِ جوان دوباره پَر برآورد

سفیرِ شادی وطن صفیر نغمه های توست

بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد        

"محمدرضا شجریان" بر قله هنر موسیقی اصیل ایرانی ایستاد و حافظ موسیقی آوازی ایرانی (2) بود

روانش شاد و یادش زنده

(1) من تعابیر اخیر را از پیام "سید محمد خاتمی" وام گرفتم

(2) من این تعبیر را از "محمدرضا شفیعی کدکنی" وام گرفتم

برچسب: نویسنده: نیکان نیکنام تاريخ: شنبه 10 آبان 1399 ساعت: 12:06

صفحه بندی